الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

392

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

البَلاءِ فَرَجاً ، فَأَبدَ لَهُمُ العِزَّ مَكانَ الذُّلِّ ، وَ الأَمنَ مَكانَ الخَوفِ . فَصاروا مُلوكاً حُكّاماً وَ أَئِمَّةً أَعلاماً وَ قَد بَلَغَتِ الكَرامَةُ مِنَ اللَّهِ لَهُم ما لَم تَذهَبِ الأمالُ إِلَيهِ بِهِم . در احوال گذشتگان از مؤمنان پيش از خودتان بينديشيد كه در حال ابتلا و آزمايش چگونه بودند . آيا نبودند سنگين‌ترينِ خلايق از جهت بارهاى گران ، و كوشاترين بندگان از جهت بلا ، و تنگ‌ترينِ اهل دنيا از جهت حال ؟ فرعونها آنان را به بندگى گرفتند ، پس ايشان را به بدترين عذاب گرفتند ، و جرعه‌هاى تلخ به ايشان نوشاندند . پس همواره در حال ذلّتِ هلاكت و قهرِ غلبه بودند : نه علاجى در نپذيرفتن ظلم ايشان داشتند ، و نه راهى به سوى دفع آنها از خودشان . تا چون خداى سبحان كوشش آنها را در شكيبايى بر رنج كشيدن در راه محبّت خود و تحمّل مكروه از خوف خود ديد ، آنان را از تنگيهاى بلا به سوى گشايش و فَرَج راهبر شد و ايشان را به جاى ذلّت ، عزّت و به جاى خوف و ترس ، ايمنى عطا فرمود . پس پادشاهان حكم‌كننده و امامان هدايتگر شدند و از سوى خدا كرامت به ايشان چندان رسيد كه آرزويش را در دل نپرورده بودند . در نامهء 53 مىفرمايد : وَ لَيسَ شَيءٌ أَدعى إِلى تَغييرٍ نِعمَةِ اللَّهِ وَ تَعجيلِ نِقمَتِه مِن إِقامَةٍ عَلى ظُلمٍ . فَإِنَّ اللَّهَ يَسمَعُ دَعوَةَ المُضطَهَدينَ ، وَ هُوَ لِلظّالِمينَ بِالمِرصادِ . نيست چيزى خواننده‌تر به سوى تغيير نعمت خدا و تعجيل نقمت و عذاب او از اقامت بر ظلمى [ و ماندن بر ستمى ] . پس البتّه خدا دعاى كسانى را كه مورد ستم و رنج واقع شده‌اند مىشنود ، و او در كمين ستمگران است .